تبليغاتX
قم شهر من


متاسفم برات
کوله بار ارزوهات روي دوشت
تا کجاها رفتي با پاي پياده
رفتي و به هرچه خواستي رسيدي
متاسفم برات اي دل ساده
دل به هر کي دادي از سادگي دادي
زندگيت و پاي دلدادگي دادي
هر جا که ديدي چراغي پر فروغه
تابه هش رسيدي فهميدي دروغه
عاشق و خسته و غمگين وپريشون
دل بي کس دلک بي سر و سامون
دل زخمي دل تنها وتکيده
دل گريون من وهي دل گريون
متاسفم برات
کوله بار ارزوهات و کي دزديد
دل ديوونه به گريه هات کي خنديد
عاشق و خسته و غمگين وپريشون
دل بي کس دلک بي سر و سامون
تو رو با حول و بلا تنها گذاشتن
اونا که لياقت عشق و نداشتن
تک وتنهايي و با پاي پياده
متاسفم برات اي دل ساده

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 2 بعد از ظهر  توسط جواد18  | 

كاش نجار مدينه در مدينه در نميساخت يا اگر ميساخت بهر خانه ي حيدر نميساخت كاش اي شهر مدينه بي در و ديوار بودي يا تو اي باغ فدك هرگز در اين دنيا نبودي شهادت بي بي دو عالم به تمام شيعيان تسليت عرض ميكنم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد18  | 

خبر فوری: دادگاه ویژه روحانیت حکم اعدام آیت الله کاظمینی بروجردی را صادر کرد
نوشته شده : سه شنبه ۲۲م خرداد ۱۳۸۶ @ ۲:۴۱ ق.ظ، در رسته های : خبر، سیاسی
توسط : خبرنامه امیرکبیر ، دنبال کردن نظرات به صورت RSS
به گزارش منابع موثق ، روز يك‌شنبه ۲۰ خرداد ماه ۱۳۸۶ اولين دادگاه رسمي آيت الله كاظميني بروجردي و بيش از ۸۰ تن از يارانش در سه شعبه‌ از دادگاه ويژه‌ي روحانيت واقع در خيابان زعفرانيه‌ي تهران، بطور غيرعلني و بدون برخورداري از حق داشتن وكيل برگزار گرديد. بعد از تفهيم اتهامات ، حكم اوليه‌ي اعدام آيت الله بروجردي و ۱۷ نفر ديگر از متهمين پرونده ، ابلاغ گرديد و ساير متهمين به مجازاتهاي سنگين و طولاني مدت محكوم شدند . بنابر گزارش نزديكان آيت‌الله بروجردي، اتهامات وي بيش از ۳۰ فقره بوده كه اهم آنها عبارتند از:

۱- محاربه و اقدام عليه امنيت ملي

۲- برگزاري سخنراني و تحريك افكار عمومي بر عليه نظام

۳- نامشروع خواندن “ولايت فقيه”

۴- نايب وزارت اطلاعات ناميدن فقها و مراجع تقليد

۵- متهم كردن بنيانگزار و رهبر انقلاب به بدعت‌گذاري در دين و دروغگوئي

۶- ارتباط با چهره‌هاي شاخص ضدانقلاب و جاسوسي براي آنها از اوضاع داخلي كشور

۷- متهم كردن مسئولين بلندپايه نظام در كوتاهي نمودن نسبت به حقوق و مطالبات مردم و استفاده از واژه‌ي “ديكتاتوري ديني” به جاي “جمهوري اسلامي” در مصاحبه با راديو و تلويزيونهاي خارجي

۸- ساختن دين جديدي به نام “دين سنتي”

۹- سوء استفاده از لباس روحانيت

۱۰- استفاده از سلاح سرد در روياروئي با مامورين قضائي و نيروهاي انتظامي و …

بگزارش شاهدان عيني ، آيت الله سيد محمد حسين كاظميني بروجردي در حالي كه آثار ضعف جسماني و جراحات شديد بر بدنش كاملا مشهود بود و به شدت از بيماري پاركينسون رنج مي‌برد و به سختي سخن مي‌گفت، قاضي و دادستان را مخاطب قرار داده و در دفاع از خود و يارانش به اين گفتار بسنده كرد كه :

من در سالهاي ۱۳۷۴ و ۱۳۷۹ نيز به علت فعاليتهاي مستقل مذهبي كه با استقبال عمومي مواجه شده بود زنداني شدم. جرم حقيقي من مسائل سياسي و امنيتي نيست. اختلاف من با حكومت، اعتقادي ست. اين حقير بدعتي در دين ايجاد نكرده‌ام بلكه ‌پيرو اجدادم و علمائي چون آيت الله العظمي بروجردي ، شريعتمداري و خوئي هستم كه مخالف التقاط دين و دولت بودند و “ولايت فقيه” را نوعي شرك مي‌دانستند و اتهامي بيش از اين را قبول ندارم و از دادگاه محترم مي‌خواهم امكان انتخاب وكيل و مناظره در فضاي آزاد را برايم فراهم سازد.

لازم به ذكر است آيت الله بروجردي بارها از نهادهاي بين‌المللي تقاضاي كمك كرده است،اما تا كنون اقدامي عملي جهت حمايت و احقاق حقوق وي و يارانش صورت نگرفته است . بدينوسيله به سازمانهاي مدافع حقوق بشر و خبرگزاريهاي جهاني هشدار مي‌دهيم كه تاريخ در برابر هرگونه سكوت و بي‌توجهي شما، قضاوت تلخي خواهد داشت.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 2 بعد از ظهر  توسط جواد18  | 


گلدسته‌هاي حرم عسگريين(ع) فرو ريخت

خبرگزاري فارس: شبكه خبري "العالم" اعلام كرد: دشمنان اهل بيت(ع)، بار ديگر در حمله‌اي هتك‌آميز، دو گلدسته طلايي باقي‌مانده از انفجار سال گذشته را منهدم كردند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد18  | 

العلماء و المجتهدين آية الله في العالمين آقاي حاج آقا حسن بن آية الله العظمى حاج آقا حسين قمي ( قدس سره ) از مشاهير آيات عظام و فقهاء گرام معاصر است
ولادت معظمٌ له در سال 1329 قمري در نجف اشرف ( سال وفات مرحوم آية الله العظمى آخوند خراساني ـ قدس سره ـ ) واقع شد
ايشان دوران كودكي را در عتبات عاليات گذرانيده و در معيّت والد بزرگوراشان بمشهد مقدس آمده و اوليات و سطوح معقول و منقول را در آنجا از علماء و مدرسين آستان قدس رضوي فراگرفته و در سال 1347 هجري قمري به زيارت خانهء خدا رفتند و در بازگشت در اثر عروض كسالت مدت شش ماه به اصفهان مسافرت و از محضر مدرسين بزرگ آن سامان بهره هاي فراواني بردند. پس از آن در سال 1350 به اتفاق والد عظيم الشانشان به عراق عزيمت نمودند و در نجف اشرف سكنى گزيدند و از محضر مرحوم آية الله العظمى آقا ميرزا حسين نائيني ( قدس سره ) و بعضي ديگر بهرمند شدند
سپس به مشهد مقدس عودت نمودند و از محضر والد بزرگورشان استفاده نمودند و در سانحهء مسجد گوهر شاد در سال 1354 هجري قمري به همراه والدشان به كربلا ابي عبد الله الحسين ( روحي و ارواح العالمين له الفداء ) تبعيد شدند
در آن شهر مقدس باز از محضر والد و ديگر اساتيد مشهور حوزهء کربلاي معلا و نجف اشرف بهره بردند و ضمنا خود به تدريس سطوح نهائي ( مكاسب و كفايه و ... ) پرداختند
در سال ( 1368 ه ق ) پس از فوت والدشان بقصد اقامت بارض اقدس رضوي و مشهد مقدس هجرت نمودند و در مسجد گوهرشاد باقامهء جماعت و تدريس خارج فقه و اصول پرداخته و صدها نفر از فضلاء و علماء آنسامان از محضر مبارك ايشان استفاده نمودند تا سال 1383 قمري كه به شهر كرج تبعيد شدند و سالها در اين شهر خانه نشين شدند
ايشان بارها به زندان رژيم منحوس پهلوي افتادند ولي هرگز وظيفهء شرعي خويش را نسبت به اسلام و مسلمين از ياد نبردند
پس از سالها مجاهدت و مبارزه با رژيم منحوس و ديكتاتوري پهلوي ، انقلاب شكوهمند اسلامي به پيروزي رسيد
به جرات مي توان گفت که اگر مجاهدت ايشان و حضرت آية الله العظمى سيد محمد صادق روحاني ( دام ظله ) و مرحوم مغفور آية الله العظمى شهيد سيد كاظم شريعتمداري ( رضوان الله تعالى عليه ) نبود، به هيچ وجه اين انقلاب با شكوه به ثمر نمي رسيد

پس از پيروزي انقلاب ، سوانح و فجائع عجيب و بسيار تلخي ديدند. معظم له هنگامي که روح الله خميني و وابستگان او روي به استبداد آوردند و اسلام را كاملا منحرف ساختند ، معظم له سكوت ننمودند و به شدت به اعمال ننگين آنها، هجمه بردند و تمامي آنچه را كه مخالف نصوص صريح اسلامي دانستند بي پروا بيان داشتند و عليه رهبر آن زمان إعلام جرم كرد و درخواست محاكمهء او را نمود، بطوري كه روح الله خميني چاره اي جز منحصر كردن ايشان نداشت. لذا معظم له و ساير مراجع بزرگ تقليد را خانه نشين كرد
به ساحت مقدس ايشان جسارتها روا داشتند كه قلم از نوشتن آن شرم دارد
ايشان بيش از 17 سال در خانه محبوس شدند تا اينكه محمد خاتمي به رياست جمهوري رسيد و حبس خانگي ايشان خاتمه يافت فرزند ارجمند ايشان هم اكنون در لندن و در حالت تبعيد به سر مي برند و از ديدار پدر مهربان و کهنسال خود محرومند
ايشان با كهولت سن هنوز به كار نويسندگي مشغولند و آثار فراون علمي ايشان بي نياز از تعريف اند

معظم له در عبادت و زهد و ورع از اوتاد عصر خويش و در بسياري از صفات و سجاياي عالي نسخهء اول مرحوم والدش و داراي غيرت ديني و دائم الذكر و التوسل و مدام به زيارت شريف عاشوراء و جامعهء كبيره مشغولند و غالبا شب زنده دار و مقيد به نوافل يوميه و اوراد و اذكار مرتبه مي باشند
با اينكه در دوران زندگي سوانح و خاطرات تلخي ديده اند ولي به اجداد طاهرينش تاسي نمودند و از مصاديق آيهء شريفهء ( و الصابرين في الباساء و الضراء و الكاظمين الغيظ و العافين عن الناس ... ) مي باشند

برادران بزرگوارش مرحوم آية الله حاج آقا مهدي طباطبائي قمي ( قدس سره ) و مرحوم حاج آقا محمود
طباطبائي قمي ( صاحب مسجد موزهء آستانهء فاطميهء قم كه توسط هوادران روح الله خميني غصب شد ) بودند
برادر شهير ديگر ايشان مرجع عاليقدر آية الله العظمى حاج آقا تقي قمي هستند كه مفصل با ايشان آشنا خواهيد شد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد18  | 


يادي از آيت الله قمي




بسم الله الرحمن الرحيم، الحمد الله و سلام علي عباده الذين اصطفي

با آنکه متجاوز از پنج سال است با دست جنايت بار هيات حاکمه ستمگر، از وطن و کنار قبر مقدس حضرت رضا صلوات الله و سلامه عليه، دور و مدتي در خاش و پس از آن در اين گوشه و آن گوشه مملکت با تحمل ناملايمات و رنج هاي گوناگون به زندان و تبعيد به سر مي برم و اخيراً در زاويه کرج افتاده ام مع الوصف به اين امور ابداً اهميت نداده ولي از مشاهده اوضاع آشفته و نابسامان و حوادث رقت بار و حيرت انگيزي که سراسر اجتماع ملت مظلوم ايران را فراگرفته و مظالمي که از طرف دستگاه جبار موجود بر ملت بيچاره وارد مي آيد بسيار رنج برده و مي برم و سلب آسايش از من نموده، لذا و ادا للتکليف، اين چند جمله را مي نويسم؛ فقر و پريشاني يک مشت مسلمان بي پناه و گراني سرسام آور و کسادي بازار و رکود معاملات و ورشکستگي هاي پي درپي و ظلم و تعدي زمامداران و اشاعه فحشا و منکرات و فساد اخلاق و بي عفتي بي حد و حصر و حملات ناجوانمردانه به احکام مقدس اسلام و لطمات پي درپي اي که بر پيکر اسلام وارد مي آيد و تيرهايي که مرتباً بر قلب مقدس امام زمان ارواحنا فداء زده مي شود اموري است که قابل تحمل براي هيچ مسلماني نيست و به فرمايش حضرت اميرالمومنين صلوات الله عليه (فلو ان امرء مسلما مات من بعد هذا اسفا ما کان به ملوما بل کان به عندي جديرا) آيا چگونه ممکن است مسلماني ناظر اين اوضاع شرم آور ننگ بار باشد و در عين حال ساکت بماند؟

آيا مي توان باور کرد در مملکت اسلامي و کشوري که مذهب رسمي آن مذهب حقه جعفري است، احکام قطعي اسلام مورد حمله چند نفر يهودي يا لامذهب ديگري قرار گيرد و علناً به ذات اقدس خداوند متعال و قرآن مجيد جسارت و اهانت شود و مسلمانان از خود عکس العملي نشان ندهند؟ اگر به خود هيات حاکمه اهانتي شود مجازات مي کنند، شکنجه مي دهند، زندان مي برند، از براي خداي متعال و قرآن مجيد به قدر خودشان هم احترام قايل نيستند، مگر نه اينکه قانون اساسي اين کشور تصريح مي کند که بايد قوانين مصوبه مخالف قوانين و احکام اسلام نباشد؟ بنابراين به چه مجوزي آزادي سقط جنين را که مسلماً برخلاف قانون الهي است طرح نموده و لايحه آن را تقديم مجلس مي کنند؟ از آزادي سقط جنين و بالا بردن سن ازدواج پسران و دختران چه نتيجه اي عايد اين مملکت مي شود جز اين که فحشا و منکرات را چندين برابر سازد و از اين همه فحشا و منکرات چه پيشرفتي حاصل شده است که در فکر ازدياد آن هستند؟

روش هاي ضد اسلامي و انساني هيات حاکمه و انجام کارهاي نامشروع و جعل قوانين مخالف قرآن و جسارت ها و هتاکي ها به مقدسات دين و مذهب از طرف دستگاه تبليغاتي کشور و غيره، سلب آزادي از گويندگان و وعاظ محترم و نويسندگان پرارزش و فشار و محدوديت هاي گوناگون، ملبس نمودن افراد نالايق و نااهل را به لباس روحانيت و به اسم سپاه دين و مروجين براي تبليغات سوء در بين روستاها فرستادن، جمعي از مردمان مسلمان با فضيلت و تقوي را در زندان هاي طويل المده نگاه داشتن، خون ملت حساس مسلمان، خاصه جوانان تحصيلکرده را به جوش آورده و احساسات پرشور آنان را بر عليه حکومت جبار برانگيخته، جريانات اسفناک در حمله وحشيانه به دانشگاه در گذشته و انجام جنايات و فجايع رقت بار، منتهي به کشته شدن جمعي از آنان و در عنفوان جواني با هزاران آمال و آرزو در دل، سر در گور آرميدن و عده زيادي از آنها را با سر و دست هاي شکسته زنداني کردن و با ايجاد خشم و عصبانيت در اساتيد دانشگاه و منجر به استعفاي دسته جمعي آنان شدن، به مسلسل بستن يک مشت کارگر گرسنه و بيچاره در راه کرج و بي سرپرست گذاردن عائله و کودکان خردسال و يتيم آنان در اين محيط فاسد و اسراف هاي بي حد و حصر و تبذير بيت المال مسلمين در زماني که مردم بلوچستان و زابلستان و دشتستان به علت فقر و فلاکت و گرسنگي و نداشتن قوت لايموت آواره از وطن شده اند، براي زنده کردن نام مردان ظالمي که در عمر خود ظالم ترين و منفورترين افراد بوده اند صدها ميليون بودجه، اين مردم بدبخت و فقير را به مصرف جشن دو هزار و پانصد ساله رساندن و صدها تئاتر اين امور عقده هاي رواني در افراد زنده و روشن اين کشور ايجاد کرده است و حس بدبيني آنها را تشديد کرده و آنان را به مخالفت با دستگاه جبار موجود تحريک کرده، براي چاره جويي از اين حوادث هيات حاکمه متوسل به جنايات وحشيانه و شکنجه هاي طاقت فرسا و تيرباران کردن هاي پي در پي و به آتش انقلاب بيشتر دامن مي زنند.

من به زمامداران هشدار مي دهم که از کيفر و دادرسي پروردگار جهان بهراسيد و از سرنوشت گذشتگان عبرت بگيريد و اگر از امهال خداوند مهربان سوءاستفاده کرده و از خشم و انتقام ذات اقدس اش نمي ترسيد از خشم و نفرت عمومي ملت بترسيد و براي جبران اعمال غلط دست به اعمال غلط ديگر نزنيد و صفحه ديگري به دفتر ننگين وحشيگري و آدم کشي خود نيفزاييد و آتش شعله ور را مشتعل تر نسازيد. آيا با کشتار دسته جمعي جوانان که ذخاير ارزنده اين مملکت هستند اين عقده ها را مي توان گشود؟ آيا با متهم ساختن به گرايش هاي ضدديني و تيرباران کردن جوان هاي مسلمان تحصيلکرده که هر کدام آنها بايد متصدي خدمات گرانبهايي به کشور باشند و از وجود آنان بايد حداکثر استفاده به نفع اين مرز و بوم بشود ممکن است جلو اين همه احساسات را گرفت؟ آيا با متهم ساختن جواناني که به شهادت بعضي ثقات عده اي از آنان حافظ بيشتر قرآن مجيد هستند و پيش از زنداني شدن به جوانان ديگر درس قرآن و معارف اسلامي مي آموختند و اکنون هم به قرار مسموع در زندان افراد فريب خورده و منحرف شده را به تعاليم عاليقدر اسلام و مزاياي ممتازه آن آشنا ساخته و با بيانات شيواي خود آنان را از انحرافات برگردانيده و پايه هاي ديني آنها را محکم مي سازند مي شود سرپوش بر اين همه جرائم و جنايات گذاشت؟ آيا اين مشکل با اعدام و به کار بردن سرنيزه حل خواهد شد؟ چرا زمامداران اين کشور اين چنين فکر مي کنند؟ چرا به علل و عوامل جريانات اخير نمي انديشند؟

چرا حاضر نيستند به جرائم و خطاهاي خود اعتراف کنند؟ چرا براي جبران کارهاي غلط خود دست به کارهاي غلط ديگر مي زنند؟ آيا تا کي مي توان با فشار و اختناق حکومت کرد؟ آيا چنين حکومت و حکمراني چه ارزشي دارد؟ من بر حسب وظيفه اين چند جمله را نوشتم، اميدوارم همين مقدار موجب تنبه و آگاهي زمامداران گرديده و در اعمال خود تجديدنظر نمايند. الا ان اريد الاصلاح ما استطعت و ما توفيقي الا بالله عليه توکلت و اليه انيب.

حسن طباطبايي قمي

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد18  | 

رحلت جانگداز ايه الله قمي را به همه ي سوگواران ان جناب تسليت عرض ميكنم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط جواد18  | 

و حدس مي زنم شبي مرا جواب ميکني و قصر کوچک دل مرا خراب ميکني سر قرار عاشقي هميشه دير کرده اي ولي براي رفتنت عجب شتاب ميکني من از کنار پنجره تو را نگاه ميکنم و تو به نامديگري مرا خطاب مي کني چه ساده در ازاي يک نگاه پک و ماندني هزار مرتبه مرا ز خجلت آب ميکني به خاطر تو من هميشه با همه غريبه ام تو کمتر از غريبه اي مرا حساب ميکني و کاش گفته بودي از همان نگاه اولت که بعد من دوباره دوست انتخاب مي کني
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد18  | 



توبه

ايخدا دست مراخالی مزار قلب من راخالی ازمهرت مزار

دربيابان لنگه کفشی ده مرا ايخدا آنچه مرا به ده مرا

بارالهی من پشيمان گشته ام ازدرتوبه بسويت گشته ام

گرهزاران توبه بنده شکست ايخداتوازسرمهرت ببخش

مهربانا تو خودت فرموده ای گر هزاران توبه بشکستی بيا
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد18  | 

عشق حسين(ع)

بسم الله الرحمن الرحیم

اونیکه عمریه درِ خونته گدایِ بی حیای می خونته

اونیکه عمریه سینه میزنه عزادار سه ساله دخترته

منم اون روسیاهِ پستِ حقیر که به یک گوشه چشم توشداسیر

اون منم که گدایِ لطف توام اسیر گریه های دخت توام

پسر فاطمه(س) توعشق منی تو دلیل فغان و اشک منی

همه عالم فدایِ نام تواند فدای ناله های آل تواند

کاش می شد کربلاتو من ببینم حرم با صفاتو من ببینم

ترسم اینه که مرگ من برسه بمیرم کربلاتو من نبینم

من میخوام جونمو فدات بکنم جَوونیم رو فدای تو بکنم

پدر و مادرم فدات یاحسین(ع) بلا گردون بچه هات یاحسین(ع)

من فدای غربت زینبتم غلام و آواره اکبرتم

می دونی تا ابد به وقت نیاز دخیل گهواره اصغرتم

یاحسین(ع)
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد18  |